خرید بک لینک
قصه‌ها و افسانه‌های کردی

افسانه شب «گاهیول»

افسانه شب «گاهیول»

سال‌ها پیش، در دهکده‌ای دورافتاده، پیرمردی با چند پسرش زندگی می‌کرد. شبی از شب‌های سرد زمستان، برف سنگینی شروع کار به باریدن کرد و کم‌کم سقف خانه‌ها را پوشاند.

پیرمرد برای آنکه سقف خانه زیر سنگینی برف فرو نریزد، گاو سفید و طلایی‌رنگ خود را سر برید و گوشت آن را کباب کرد. پسرانش نیز یکی‌یکی سقف خانه را برف‌روبی می‌کردند و پس از خستگی، مقداری کباب می‌خوردند و دوباره به کار بازمی‌گشتند.

این کار تا صبح ادامه داشت. وقتی سپیده زد و آنان از خانه بیرون آمدند، دیدند که تمام خانه‌های دهکده زیر برف مدفون یا ویران شده‌اند و تنها خانه خودشان سالم مانده است.

از آن پس، مردم این شب سخت زمستانی را «شب گاهیول» نامیدند؛ شبی که در میان مردم، به‌عنوان یکی از شب‌های بهمن‌ماه و شبی پر از برف و سرما در یادها ماند.

شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ ◷

برچسب: نویسنده: هلیا جعفری تاريخ: شنبه 4 مهر 1405 ساعت: 12:32

صفحه بندی